✘do not be afraid to dream✘

چه فکر میکردیم و چه شد....

چهارشنبه 12 شهریور 1399 07:54 ب.ظ

نویسنده : یلدا
زندگیمون شده مثل داستانا...منتها همه داستانا همیشه یه هپی اندینگی دارن ک انتظارشو داری...مرد یا زن قصه بالاخره به چیزی ک میخواد میرسه منتها زندگی من هنوز به هپی اندینگ خودش نرسیده..گاهی وقتا هم حس میکنم نمیخواد برسه چون هرچی بیشتر ک میگذره واقعیت های تلخ خودشونو بیشتر نشون میدن...بچه ک بودم همیشه دوست داشتم 18 سالم بشه...دلم میخواست حس کنم بزرگ شدم ولی ای کاش این سال نمیرسید چون هیچ چیزش مثل فکرای بچگیام نشد...ادامای زیادی رو از دست دادم...از تمام سال های زندگیم تنهایی رو بیشتر حس میکنم...اولش دوست نداشتم تنها باشم ولی کلمه عجیبیه...عادت...عادت کردم ک زندگیم اونجوری نشه ک همیشه انتظارشو دارم...
عادت کردم به رفتن ادما...عادت کردم به بی مهری...دیگه حتی این روزا فیلم دیدنم ارومم نمیکنه...منی ک فیلم و کتاب برام مثل مواد بود...موادم دیگه روم بی اثر شده...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 شهریور 1399 08:17 ب.ظ

اشعار ماندگار

چهارشنبه 24 مرداد 1397 03:31 ب.ظ

نویسنده : یلدا


به ایران درود و به ایران درود...به ایین پاک نیاکان درود

به رفتار نیک و به کردار نیک...به پندار نیک هر انسان درود

به فرهنگ والای زرتشتیان...به رسم و ره پاک انان درود

اتوسا بود افتخار زنان...به ان ناز بانوی دوران درود

به منشور کورش هزار افرین...به کوروش شهنشاه ایران درود

به جاه و جلال خشایار شاه...به ان هیبت شهسواران درود 

به فردوسی استاد نظم و ادب...به ان نامدار و سخندان درود

به ارش سیاوش انوشیروان...به ان نامداران فراوان درود

قسم میخورم بر خدای بزرگ...که یزدان بگفته به انان درود

چرا چون بود راهشان راستی...خدا گفته بر راستگویان درود





دیدگاه ها : نظراتون..
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 شهریور 1399 08:03 ب.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic